
امروز یک روز عادی است. و من و بابا تصمیم گرفتیم که یک روز بابا دختری تشکیل دهیم. من حالا یه کمیشا بهتون توضیح میدم

این فیلم کاش در واقعیت بود اما کار آموزش و پرورش کمی سخت میشد چون نمی شود که برای برای پسرها تک شاخ باشد. پس

قرار که شیطونی کنیم قرار آتیش بسوزونی چون که تو دنیای آدما قرار زندگی کنی ولی میخوای عجیب بشه قشنگ و دلفریب بشه من ماله

من یک چتر قشنگ خریدم اسم آن را گذاشتم رنگین کمونی نمیگم که شکلش رنگین کبونه وقتی می چرخونیش شکلهاش با هم قاطی میشن در

من حدود دوساعت و نیم این خانه رویایی را ساختم .اسم صاحب خانه کاگامی است . او با تمام حیواناتی که در اینجا هست

این دو کار دستی منه فکر نکنید که اینها را با چشم بستن من درست کردم اگر این را فکر میکنید کاملا فکرتان غلط است